عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
158
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
حمل پديد آمد جورجس بمهدى عرض كرد طبيب حرم را بايد امتحان نمود تا كذب قول اوّل وى نيز معلوم شود مهدى امر كرد قارورهء خيزران را پيش عيسى بردند عيسى به مجرد ديدن قاروره گفت ( هذا مأ انبتى ام موسى و هى انشأ اللّه حبلى بغلام آخر ) مهدى همان روز را بتاريخ ثبت نمود بعد از انقضأ مدت حمل هارون متولد شد مهدى عيسى را بمجلس خود احضار كرد و امر فرمود دو طفل خود موسى و رشيد را روى دامن عيسى گذاشته و تمام بانوان حرم و وزراى دربار بدرههاى درهم و دينار پيش روى عيسى مىانداختند چندانكه ارتفاع بدرهها از قامت عيسى بلندتر ايستاد و همان روز مهدى عيسى را مكنى بابو قريش فرمود و از آنوقت ابو قريش با آنكه از علم طب بجز تجاربى چند بهرهء نداشت بر تمام اطباى دربار مقدم كرديد سال وفات ابو قريش بدست نيامد آنچه از تواريخ معيّن مىشود در عهد خلافت هارون در قيد حيات بوده چنانچه صاحب عيون الانبأ كويد ( مرض الرشيد من صداع لحقه فقال ليحيى بن خالد هولاء الاطبا ليس يحسنون شيئا فقال له يحيى ابو قريش طبيب والدك و والدتك فقال الرشيد ليس هو بصيرا بالطب و انما كرامتى له لقديم حرمته انتهى ) كتابى از ابو قريش معروف نيست كويا آنقدر علم نداشته كه بتواند تأليفى بپردازد ولى تدابير عجيبه و معالجات غريبهء زياد از او در كتب تواريخ مسطور است * 2 1 ابو ماهر الطبيب هو موسى بن يوسف بن سيّار الشيرازى * از حكماى نامدار و فحول اطبا بوده و در عصر خود بر تمام حكماى بزرك علما و عملا برترى داشت و جمعى از اعلام كه هر يكى فيلسوف دهر و يكانهء عصر بودند در مجلس درس وى باستفادت مىنشستند من جمله على بن عيسى المجوسى صاحب كتاب كامل الصناعه از اجلّهء تلاميذ آن حكيم بوده و در هر جزوى از اجزاى آن كتاب نام استاد خويش را ياد مىكند و بشاكردى آن فيلسوف جليل فخريه و مباهات مىنمايد * مولد و منشأ ابو ماهر شيراز و تا اواسط مائه چهارم هجرت در قيد حيات بوده و در نزد سلاطين آل بويه كمال مكانت و عزت داشته سال وفاتش بدست نيامد اينكه نفيس بن عوض كرمانى در كتاب شرح اسباب در مرض ماليخوليا نويسد كه از جملهء اشخاصى كه